پلوتارخ ( مترجم : كسروى )
28
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )
اين است كه اين نسبت را باور نبايد كرد . * * * در اينجا بايد چند نكته را باز نمود : نخست در ترجمه تا توانستهام از عبارتهاى اصل كتاب پيروى نمودهام مگر در جايى چنين پيروى درست در نمىآمده و عبارت داراى معناى نامفهومى مىشده . دوم - نامها را - چه نامهاى آدميان و چه نامهاى ديگر - در زير صفحه با حروف لاتين نوشته درباره برخى از آنها شرحى را كه مىبايست دادهام . سوم - درباره برگردانيدن نامها از حروف لاتين به فارسى كه هر ترجمانى به دشوارى مىافتد و بارها در اين باره لغزشها از ترجمانان روى داده و ما امروز غلطهاى بىشمارى را از اين رهگذر در دست داريم شيوهاى را كه من پيش گرفتم در اينجا شرح مىدهم : 1 - نامهاى يونانى و رومى و هر نام ديگرى را كه ايرانى نبود بدانسان كه در لاتين است در فارسى آوردم بىآنكه هيچگونه تغييرى بدهم . در ايران و ديگر كشورهاى شرقى اين رسم پيدا شده كه نامهاى يونانى و رومى يا هر نام ديگرى را كه يونانيان و روميان در كتابهاى خود آوردهاند از روى قاعده الفباى فرانسه يا انگليسى مىخوانند مثلا كلمه Lydia را كه نام كشورى در آسياى كوچك بوده از روى قاعده الفباى فرانسه « ليديا مىخوانند و نام Antalcidas را كه يكى از يونانيان در دربار اردشير دوم هخامنشى بوده و صلحى ميانه اسپارتا و ايران به دستيارى او انجام گرفته . كه به نام وى مشهور است « انتالسيداس » مىنگارند . با آنكه خود يونانيان آنها را « لوديا » و « آنتالكيداس » مىخواندهاند . زيرا در الفباى يونانى Y صداى « او » و C صداى « ك » را داشته است . نام Caeser را كه از باستان زمان در ايران « كيسر » خواندهاند و شكل عربى آن كه « قيصر » باشد كتابهاى ما را پر كرده تازه كسانى به پيروى زبان فرانسه آن را « سزار » مىنگارند . صد غلط از اينگونه در كتابهاى مؤلفان امروزى مىتوان پيدا كرد . كار به جايى رسيده كه نامهاى پادشاهان و سرداران ايرانى كه در زمانهاى باستان به زبان يونانى يا رومى رفته و در قرنهاى اخير از آنجا به زبانهاى اروپايى درآمده ايرانيان آن نامها را از روى قاعده الفباى فرانسه بر زبان مىرانند . مثلا كلمههاى Cyrus و Scyth و Cambyses را سيروس و كامبيز وسيت مىخوانند با